این روزها خبرهای مختلفی به بازار سرمایه و شرکتهای موجود در آن تزریق می شود. مانند ۱۰ پیشنهادی که وزیر اقتصاد برای حمایت دولت از بورس مطرح کرد. ابلاغیه جدید مالیات بر سودآوری و صادرات شرکتهای معدنی و … . «سعید ذوالفقاری»، مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری افتخار سهام معتقد است: “اگر برای نرخ خوراک فرمولی تعیین و رانتها حذف و فروش شرکتها آزاد شود، دیگر نیازی به چنین حمایتهایی نیست.”به اعتقاد وی، بودجه ۱۴۰۱ با نواقص بسیاری همراه است و سرنوشت بازارهای مالی و مسائل پیرامونی بازار سرمایه به برجام گره خورده است. اگر در حوزه سیاست خارجی اتفاقی رخ ندهد، بازار تا پایان ۱۴۰۰ روند مثبت همراه با نوساناتی مقطعی خواهد داشت.
ابلاغیه جدید مالیات بر سودآوری و صادرات شرکتهای معدنی چه تاثیری بر این شرکتها دارد؟
روند فعالیت شرکتها با توجه به این ابلاغیه تغییری پیدا نمیکند. وقتی چنین سیاست گذاری اعمال میشود باید برای صنایع پایین دستی هم تعریف شده باشد. یعنی اگر قرار است کنسانتره سنگ آهن و … صادر نشود باید قابلیت تبدیل آنها وجود داشته باشد. مثلا کنسانتره فلزات رنگین یا سنگ آهن باید به گندله سازی و آهن اسفنجی تبدیل و صنایع پایین دستی راهاندازی شود که از خام فروشی جلوگیری شود. در حال حاضر نمیتوان کنسانتره سنگ آهن را صادر کرد. زیرا شرکتها طرح را اجرا کردند و به این وضعیت رسیدند که شاید چند سال آینده واردکننده باشیم که موضوع بسیار خوبی است. اما اگر قرار است عوارضی بر روی صادرات گذاشته شود که درآمد دولت افزایش و کاهنده سود شرکتها باشد، اقدام مطلوبی نیست. در حال حاضر عمده شرکتهایی که وجود دارد به این علت است که سرمایه گذاریهای آنها به شکلی انجام شده است که در حوزه سنگ آهن یا فلزات رنگین به کالای نهایی تبدیل و صادر می شود. عملا میتوان گفت فقط جلوی خام فروشی گرفته میشود. اما کلیات آن به نفع شرکت هاست، یعنی در آخر این تعرفه گذاری به شرط اینکه باعث شود شرکتها روانه صنایع پایین دستی شوند، قطعا به نفع درآمدی که کسب می کنند و در نتیجه GDP کشور خواهد بود.
بند اول ۱۰ فرمان حمایت دولت از بورس مربوط به نرخ خوراک گاز پتروشیمیهاست، ارزیابی شما در مورد این بند چیست؟
نرخ گاز بسیار تاثیرگذار است، چرا که به عنوان مواد اولیهای استکه هم به عنوان خوراک در این شرکتها استفاده میشود و هم به عنوان سوخت که این درصد سوخت خوراک در پتروشیمیها ممکن است کمی تفاوت داشته باشد. فلزات هم به همین صورت است و نکته اینکه این نرخ بر چه اساسی تعیین شده است، باید میانگین جهانی در نظر گرفته شود. به طور مثال در آمریکا و کانادا چند سنت است و بر چه مبنایی ۱۳ سنت در داخل به ۲۰ سنت تبدیل خواهد شد و اینکه دولت بخواهد درآمدی از این طریق حاصل شود و قیمتها بالاتر از میانگین جهانی باشد فقط رقابتپذیری شرکتها را از بین میبرد. منظور این نیست که نرخ خوراک را خیلی ارزان بدهند، بلکه باید مبنای عقلی و منطقی فرمولی که قیمت را مشخص میکند، روشن باشد. در بودجه آورده شده بود که ۹۰ همت از صنایع تحت عنوان خوراک و سوخت گرفته و بعد در بودجه در مخارج لحاظ شود. این موضوع تقریبا به اینمعنی استکه از شرکتها منابع گرفته و خرج کشور شود که به سرعت اثر منفی آن مشاهده شد و بازار، عکس العمل منفی نشان داد. در نتیجه ضرورت دارد دولت برای نرخ خوراک فرمولی تعیین کند، فروش شرکتها آزاد و جهانی باشد که بتوانند رقابت پذیری فروش محصولات خود را داشته باشند، رانتها و فضاهای مبهمی که در صنایع اتفاق میافتد را حذف کند، نرخ گذاریها شفاف تر باشد و بازار بتواند تحلیل کند که در این صورت، قطعا به نفع بازار است و شرکتها میتوانند بیشتر صادر کنند.
۹ فرمان بعدی چطور؟
در ابتدا دولتی که افزایش سرمایه صندوق تثبیت را مطرح میکند یا مسئله مالیات خرید و فروش که قرار است به این صندوق سرازیر شود و از آن حمایت کند، اول باید ساز و کار صندوق را مشخص کند که عملکرد آن در این سالهایی که وجود داشته آیا منفعتی داشته یا خیر. از مرداد ۹۹ تاکنون شاهد ریزش و نوسانات بازار هستیم و مشخص نیست که چه موردی تثبیت شده است. بنابراین در ابتدا باید عملکرد صندوق شفاف شود، اینکه چند نماد در آن معامله میشوند، هدف حمایت از کل بازار است یا از شاخص کل بازار و بعد پول را سرازیر کنند که البته اصلا نیازی به حمیاتهای این شکلی نیست. در مجموع به حدود ۶ تا از این ۱۰ فرمان نیازی نیست و اگر ساز و کار قیمت گذاری محصولات و فروش شرکتها شفاف و آزاد شود، همچینن واردات و قیمت خودرو هم آزاد شود و درصد نوسان و حجم مبنا حذف شود بازار راه خود را پیدا میکند و دیگر نیازی به حمایت نیست.
بررسی شما از بودجه ۱۴۰۱؟
در بودجه ۱۴۰۱، ۱۳۶۰ هزار میلیارد تومان درآمد دیده شده که ۹۰ هزار میلیارد تومان آن سوخت و انرژی صنایع است و در حال حاضر صحبتهایی برای اصلاح فرمول شده است. درآمدها و مفروضات بودجه غلط است، به طور مثال یکی از موارد سوخت و انرژی بود که بحث گرانی و دریافت آنها از صنایع بود و این قسمت قرار است حذف شود. مخارج ضروری دیگر هم وجود دارد، مانند اختصاص ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به صندوق بازنشستگی و شستا برای حقوق، خرج درمان و مستمری و همچنین پرداخت ۷۰۰ هزار میلیارد تومان به عنوان حقوق کارکنان دولت، با توجه به چنین خرجهایی، قرار است با چه هزینهای سالی یک میلیون مسکن ساخته شود زیرا ساخت سالی یک میلیون دستگاه مسکن نیاز به ۴۰۰ هزار میلیارد تومان دارد. با چه هزینهای راه و شهر ساخته و کشور توسعه داده میشود، البته انتظار معجزه از دولت وجود ندارد، زیرا کشور در شرایط تحریمی است. در مجموع، بودجه ما ناقص است و تمامی مسائل به این مربوط میشود که برجام تصویب شود یا خیر که اگر توافق صورت گیرد شرایط دولت آزاد میشود و میتواند بسیاری از آزادسازی ها را انجام دهد، شرکتها فعال شوند، مالیات دریافتکنند، نفت به فروش برسانند و در این شرایط میتواند کشور را اداره کنند. اگر برجام تصویب نشود بخشی از درآمدی کهوجود دارد به فروش نفت و دریافت غذا و دارو و سایر درآمدها هم به حقوق و صندوق بازنشستگی اختصاص پیدا میکند.
در شرایط فعلی چه عاملی به بازار کمک میکند؟
در بازار فعلی که کنترلهای بسیاری وجود دارد میتوان برخی سهمها را نام برد که از ۱۰۰ تومان به ۳۰ هزار تومان تبدیل شدند و از ۳۰ هزار تومان به ۴ هزار تومان تعدیل شدند. بنابراین باید ساختار قوانین تصحیح و قوانین تسهیل شود، اگر سرمایهگذار این موضوع را بداند سهمی که امروز هزار تومان خریداری می کند فردا میتواند به ۵۰ هزار تومان تعدیل شود، خریداری نمیکند. بلکه بر اساس بررسی، تحلیل و اطمینان از سودآوری خرید خود را انجام میدهد و اگر توانایی تحلیل را نداشته باشد سرمایه خود را به صندوقها بسپارد که حرفهایتر هستند. به هر میزان قوانین و مقررات کمتر و اجرایی تر باشد، قطعا بهتر میتواند به بازار کمک کند تا اینکه هر روز قانون جدیدی وضع شود در این صورت باعث روانتر و شفافتر شدن نظام تصمیمگیری در این حوزه میشود.
روند بازار تا پایان ۱۴۰۰؟
شرایط بازار بستگی به شرایط برجام دارد، یا توافق میشود و شرکتها میتوانند صادر کنند، اندکی دلار اصلاح میشود و شاید به نرخ نیما برسد و در بلندمدت روند فعالیت شرکتها مشخص میشود و یا توافق حاصل نمیشود که در این صورت دلار رشد میکند و بازار هم به تبع آن، با رشد همراه خواهد شد. بنابراین تا زمانی که تکلیف برجام مشخص نشود نمیتوان از آینده بازار پیش بینی داشت. اما اگر شرایط فعلی ادامهدار باشد، فروش شرکتها با نرخهای فعلی باشد و اتفاق خاصی در حوزه سیاستخارجی و دلار رخ ندهد روند بازار تا پایان سال مثبت و ملایم خواهد بود.

سامانه سهامداران
وضعیت سهام 

